بسمه تعالی
                       رستاخیز     
گاهی می شود ، نه ، شاید هم خیلی بشود که درشلوغی جمع تنهایی . میخندی ، میرقصی ولی باز تنهایی ، تنها . 
آن لحظه که فارغ از جمع می شوی  و دوباره باخودت تنها ، احساس ناخوشایندی در اعماق وجودت سنگینی می کند . گویا رخت های کثیفی را  از تن به در کرده ای ،  اما لباسی تمیز برای پوشیدن نداری و اندیشه پوشیدن دوباره رخت چرک های قبلی سخت قلب تو را می فشارد . علاج ، رستاخیز درونی و  بازگشت به خویشتن خویش است .
 زیرا تو خواهی مرد و هیچ مرگی بدتر از *مرگ در تنهایی خود* نیست . 
رضا دویده
 یکشنبه بیست و یکم دی ماه یکهزار و سیصد و نود و نه