بسمه تعالی

نگاهی اجمالی به کتاب (( درباره دولت )) اثر پیر بوردیو

این کتاب ،  متن کلاس های نطق پیر بوردیو در کالج فرانسه در خصوص دولت می باشد . اینجاب سعی کرده ام بصورت کوتاه این کتاب را خلاصه نموده و حاصل آن را در این نوشته خدمتتان ارائه دهم . قبل از شروع لازم است بعضی مفاهیم را توضیح دهم که درفهم این نوشته لازم و ضروری به نظر می آید:

 

الف )   ساختمان ذهنی،  هبیتاس و یا منش : هبیتاس ساختارهای ذهنی یا شناختی هستند که ما انسانها از طریق ایشان با جهان اجتماعی برخورد می کنیم . این طرح ها ملکه ذهن شده اند که بوسیله آنها جهان اجنماعی  رادرک و ارزیابی کرده و ارزش گذاری می نماییم .  می توان گفت ساختمان ذهنی ساختار های اجتماعی تجسم یافته و ملکه ذهن شده هستند . انسانها ساختمان ذهنی یکسانی ندارند زیرا جایگاه های ایشان درجهان اجتماعی متفاوت است پس می توان گفت افرادی که جایگاه مشابهی دارند ، هبیتاس مشابهی دارند . ساختمان ذهنی فراورده تاریخ است و در این جاست که بوردیو به علت قبول تاریخ از ساختار گرا به پسا ساختار گرا مبدل می شود . بوردیو ساختمان ذهنی را ملکه ذهن شده عوامل خارجی و خارجی شدن عوامل درون ذهنی توصیف می کند که نوعی دیالکتیک است . پس منش یا هبیتاس نه لزوما محدود کننده بلکه یاری گر و نیرو بخش نیز هستند و همچون مجموعه ای از رهنمونها انعطاف پذیر عمل می کنند که کنشگران ممکن است از آن آگاه نباشند . هرچند منش ها حاوی دستورالعملهایی کاملا کلی هستند اما افراد مجبورند آنها را به شیوه هایی مفید و گاها نو آورانه بکار گیرند . آزادی وجود دارد  اما در چهارچوب ساختار ذهنی مشخص . اینجاست که بوردیو از ایدِه آلیسم فاصله می گیرد و هبیتاس را ساخته ابتکار فردی نمی داند .

منشها یا عاد توارهها کارکرد یکدست سازی سبک را دارند . نتیجتا هم تفکیک شده و هم تفکیک کننده اند . منشها میان امر خوب و امر بد تمایز قایل می شوند پس مبنای هرنوع تقسیم بندی ذایقه و تفاوت میان ایشان می گردد.

 وقتی از هبیتاس صحبت می کنیم اینگونه به نظر می رسد که انسانها آن را از طریق شناخت صحیح و رابطه دیالکتیکی با جهان اجتماعی به دست می آورند ، اما در عمل همیشه اینگونه نیست . اطلاعات غلط از جهان اجتماعی همچون چیزوارگی ها ، نگرش طبیعی ،  ایدِولوژی ها موجب رساندن اطلاعات غلط  و شناخت نامناسب به افراد شده که بوردیو ایشان را دوگزا می خواند . نتیجتا بوردیو جامعه شناسی را نوعی ورزش رزمی می خواند که جامعه شناسان وظیفه شفاف سازی و اطلاع رسانی صحیح را به عهده دارند .

 

ب ) میدان ها ، زمینه ها و یا عرصه ها : بوردیو تلقی جامعه به منزله مجموعه ای از افراد یا واحدهای ارگانیک یا سیستم های اجتماعی را رد می کند . درعوض از حوزه ها یا میدانهای اجتماعی سخن می گوید که یاد اور تلقی وبر از جامعه به منزله قلمروهای اجتماعی ( دین ، حقوق ، سیاست و اقتصاد ) است که هریک منطق نسبتا مستقل خود را دارند . باید توجه داشت میدانها قابل تقلیل به یکدیگر و یا سیستم منطقی بزرگتری نیستند بلکه از افرادی تشکیل شده اند که دارای منابع گوناگونی که ما آنها را انواع سرمایه می نامیم ، هستند و برای کسب پرستیژ ، ثروت و قدرت تلاش می کنند .

میدان نوعی بازار رقابتی است که درآن ، انواع سرمایه ها به کار می رود . البته هرمیدان به نوع خاصی از سرمایه اهمیت می دهد .

 

چهار نوع سرمایه که بوردیو به طور معمول از آن ها سخن می راند به قرار ذیل است :

1 – سرمایه اقتصادی : مثل ثروت و درآمد

2 – سرمایه فرهنگی  : مثل داشتن مدرک تحصیلی

3 – سرمایه اجتماعی : روابط اجتماعی ارزشمند میان افراد

4 – سرمایه نمادین : این سرمایه از شان و شخصیت افراد سرچشمه دارد .

یاید توجه داشت که تمامی موارد فوق لزوما اجتماعی بوده وبه غیر از تلاش در کسب آنها و انباشت ایشان ، بازتولید سرمایه نیز بسیار مهم است .

 

و حال می پردازیم به خود کتاب(( درباره دولت)) بوردیو

دولت به عنوان یک مفهوم غیر قابل تصور

بوردیو دولت را تقریبا یک مفهوم غیر قابل تصور می بیند زیرا می ترسد هر تعریفی که بخواهد ارائه دهد یک تعریف دولتی باشد . ایشان دو مفهوم فضای دولتی و بی طرفی را در بررسی مفهوم دولت بسیار مهم می داند . او میگوید که سعی کرده فضای دولتی و دنیای عملکرد دولتی را به عنوان محیطی که ارزشهای بی طرفانه و بی غرض به رسمیت شناخته شده است و جاییکه تا حدی کارگزارانش میل به بی طرفی دارند را بررسی نماید . او دولت را بخشی از میدان قدرت می داند  که می توان آن را  حوزه اجرایی یا عملکرد عمومی دانست . وی اعمال خشونت نمادین را علاوه بر خشونت فیزیکی که وبر قبلا مطرح کرده بوده از امتیازات دولت می داند . از نظر بوردیو.  دولت مبدا سازماندهی توافق هاست . مثل سازماندهی قبول قوانین اجتماعی ، قبول اصول بنیادین قوانین اجتماعی که این مهم نه تنها پایه و اساس ضروری اجماع و توافق اجتماعی است بلکه اساس وجود تبادلات ثابتی است که منجر به اختلاف هم می شوند .

سنت مارکسیستی دولت را از طریق عملکردهایش بررسی می کند . مارکسیستها از پرسش درباره علل وجودی دولت طفره می روند . آنها دولت را به عنوان شیطانی در خدمت سلطه گران و به روشی کمابیش مستقیم و سفسطه آمیز می بینند .  هرچند در تئوری های نئومارکسیستی دولت محل مبارزات طبقات است و نه ابزار هژمونی ابلهانه حاکم .

یکی از مشکلات تعریف دولت مشکلات زبان است . اینکه محقق چیزی را که در ذهن دارد و میخواهد بیان کند ، آنطور که شایسته و مورد نظرش هست بگوید و ارائه دهد .

مردم برای تنظیم قرارهای ملاقات ، کارها و کلا امور زندگی خود به خرید ساعت و تقویم روی می آورند . شاید این امر چیزی پیش پا افتاده به نظر آید ولی یک تخیل جامعه شناختی قوی به ما نشان می دهد که در  این حسابرسی زمانی  دست دولت در کار است . دولت از این طریق به نظم بخشیدن و حفظ نظم زمانی می پردازد .

یکی از متداولترین عملکردهای دولت ایجاد و اعطای مقام قداست به طبقه بندی های اجتماعی است . به گونه ای که افراد در عمق ناخود آگاهشان آن را بدیهی می پندارند . به گونه ای که می توان درباره تقسیم بندیها بحث کرد اما نمی توان درباره ایده ی وجودی تقسیم بندی گفتگو نمود . دولت از طریق نظام اموزشی مدرن به افراد گواهی هویت اجتماعی می دهد . چه کسی دبیر است و چه کسی پزشک و ... .

 اگر می بینید که رابطه بین دولت و علم آمار برقرار است ، شانسی و تصادفی نیست . مورخین می گویند که دولت با ظهور علم سزشماری و با بررسی درباره اموال و دارایی ها در منطق مالیاتی آغاز شده است  .

دولت این توهم کاملا درست است این محیط اگر وجود دارد ، ضرورتا ازاین روست که مافکر میکنیم وجود دارد ( در این جا خوب است که به  تعریف ساختمان ذهنی یا هبیتاس را نگاهی بیندازیم . ) . باورجمعی اصل آن تاثیرات است است یعنی باور به اینکه دولت جوهری ذاتی دارد . ازقبل وجود داشته و ادامه دارد ( تلقی دورکیمی ) .

بوردیو با مطرح کردن تحقیقی در خصوص خرید و فروش خانه شخصی ردپای دولت را در این بازار ، ارزش گذاری افراد و تعین خانه مناسب بوسیله کارگزاران املاکی و بانکی نشان می دهد . 

بوردیو در تحقیق کمیسیون بار و مسکن ، دولت را  یک میدان می بیند  ، میدان اداری ، مانند بخشی خاص از میدان قدرت . یک میدان یعنی فضایی ساختار مند  بر طبق تقابلهای متصل به اشکال سرمایه خاص ، با علایق متفاوت . دولت این وجود رمز آلود ، در یک مجموعه از افراد سلسله بندی شده که به واسطه یکدیگر نماینده هستند ، متجسم می شود .

 

صحبتهای دیگر در خصوص دولت و خاستگاهش :

برای فهم منشا دولت باید از نظریات بزرگ جدا شد و ایده عقل سلیم را کنار گذاشت . زیرا دولت و هرچیزی که به دنبال آن می آید ابداعی تاریخی است و مصنوعی تاریخی . خود ما و ذهن ما نیز ابداع دولت است . یک نهاد دو بار وجود دارد یکی عینی و یکی ذهنی . یک نهاد موفق فراموش می شود و کاری می کند تا مردم زاده شدن و خاستگاه ابتدای اش را فراموش کند . دولت یک نهاد موفق است . و این کار را از طریق مشروع سازی انجام می دهد .

دولت با القا و گفتن همینی که هست دیگر چیزی برای گفتن و فکر کردن باقی نمی گذارد و در اصل با مداخلات و تحمیل هنجارهای خود کودتا می کند . خاستگاه دولت را باید در فضاهای جستجو کرد که درون آنها مثلا شیوه ای از بیان  نمادین به روشی انحصارگرایانه  تحمیل می شود : باید صحیح صحبت کنید ، رسم الخط این شکلی باشد و ... .

بدین ترتیب چیزهایی که کاملا دلبخواهی هستند خیلی  ضروری می شوند . دولت با قدرت نمادین خود مسائل دلبخواهی را متعالی کرده و ضروری می نماید . دولت تمام اشکال تدوین شده و مشروع زندگی اجتماعی را تعریف می کند . دولت یک ارگان با اصول اخلاقی است . دولت تنها برعقیده استوار است . این اصل اخلاقی در مستبد ترین و نظامی ترین دولتها به همان اندازه گسترش یافته است که در آزادترین و مردمی ترین دولتها .باید توجه داشت دولت مملو از انباشت سرمایه نمادین است .  واین تاثیر جادویی فرمانبرداری از دولت را توجیه می کند .

متمرکز سازی و سلب مالکیت گونه های سرمایه :

دولت از طریق فرایند یکپارچه سازی شکل می گیرد . این فرایند کاملا روشن و واضح نیست . مذاهب ، حقوق و قوانین محلی ، لباسها و زبانهای محلی وجود دارند که فرایند یکپارچه سازی آنها را تبدیل به یک دولت ، با یم زبان رسمی و یک قانون رسمی می کند پروژه یکپارچه سازی در واقع پروژمتمر کز سازی است .

دولت با تشکیل نیروی پلیس و ارتش  سرمایه  نیروهای فیزیکی خود را متمرکز کرده و از باقی افراد آن را سلب می نماید .  البته این کار بدون فرمانبرداری میسر نیست و همانطور که قبلا ذکر شد فرمانبرداری بسیار وابسته به انباشت نمادین سرمایه است .بنابراین بدون  انباشت همزمان و یا موازی سرمایه نمادین ، وفق نظر بوردیو ، انباشت سرمایه فیزیکی حتی سرمایه اقتصادی که معلول اخذ مالیات است ، امکان پذیر نیست .  انباشت سرمایه ها بطور مداوم باعث تجلی و تبلور آنها شده و دولت را ایجاد می کند .

البته اگر خواستیم روزی سرمایه نمادین را بررسی کنیم باید بدانیم میدان سیاسی بهترین میدان برای این کار است .

 

دوچهره از دولت: بوردیو میگوید دولت از لحاظ بنیادین مبهم است و همین ابهام درخصوص فرایندی که دولت از آن بر می خیزد صادق است . توصیف خاستگاه دولت در واقع توصیف خاستگاه میدانی اجتماعی است . یک جهان خرد اجتماعی نسبتا مستقل درون یک دنیای اجتماعی احاطه گر که مسابقه ای خاص درآن اجرا می شود ، بازی سیاست مشروع  مثل پارلمان که در آن دعواهای سیاسی و اعتراضات مشروع است . مشخص کردن خاستگاه دولت مشخص کردن خاستگاه میدانی است که سیاست در آن بازی می شود ، نمادین می شود ، به اشکال تجویزی به نمایش در می آید و بر همین اساس مردمی که امتیاز ورود این مسابقه را دارند ، از امتیاز اختصاص دادن منابعی که که منابع جهانی می نامیم به خودشان نیز برخود دارند . دولت ضمن انحصار در جهت جهانی سازی قدم بر می دارد . مثلا دولتها در جهت یکسان سازی واحد اندازه گیری قدم برداشته و واحد اندازه گیری را در انحصار خود در می آورد . از جانبی داشتن یک واحد اندازه گیری یکسان آن را در راستای پیوستن به یک اندازه گیری یکسان جهانی پیش می برد .

 

دولت : قدرتی ورای قدرتها

 دولت محصول تدریجی گونه های متفاوت سرمایه است . اقتصادی ، نمادین فرهنگی و اطلاعاتی و ... . تحلیل انباشت اشکال متفاوت سرمایه در واقع حکم اعطای ابزار این نکته است که چرا موجودیت دولت با تصاحب سرمایه ای که توانایی اعمال نفوذ بر سرمایه های دیگر را دارد ، پیوند خورده است . پس دولت دارنده فرا سرمایه است . در نتیجه دولت میدانی است که در داخل آن کارگزاران دولتی برای تصاحب سرمایه ای که به آنها قدرت نفوذ در میدانهای دیگر را می دهد ، با یکدیگر مبارزه می کنند .

دولت نیروی فرامیدانی می سازد و این کار را با همکاری در ساخت میدانها صورت می دهد .

بوردیو عملکرد دولت اصالتا دوکسیک (رجوع به اشاره بنده در مقدمه به تعریف دوگرا) می داند  . یعنی مسائلی را بنیادین می پندارد پس آنها را زیر سوال نمی برد . مثلا عملکرد  نظام آموزشی در خشونت نمادین . خشونتی که با همکاری عامل بصورت نرم بر وی اعمال می شود .

 

 

 

 

 

 

مطالعه دولت نیازمند شناخت نظری دولت است ، یعنی شناخت تاریخ تفکر سیاسی . 

 

پیدایش دولت از نظر برخی اندیشمندان :

1 – نوربرت الیاس : وی پیدایش دولت را با توجه به فرایند تغییر حق انحصاری خصوصی ( حق پادشاهی ) به حق انحصاری عمومی را توضح می دهد. این روند طی دو مرحله است ابتدا متمرکز سازی و انحصارگری اخذ مالیات به عنوان باجگیر مشروع در مفهوم نمادین آن  و دوم حق انحصارگری گسترش یافته و باعث حذف رقبا و تنها وجود یک دولت می انجامد . دولت خودش سلطه گری را بنا می نهد ولی روی دیگر سلطه ، شکلی از صلح نهفته است . پادشاه مرکز تمرکز گرایی و دارنده سلطه است ولی جهت حفظ و اعمال سلطه به شبکه ی وسیعی از قدرتمندان ، مالکان ، بورکراتها و ... نیازمند است نتیجتا حق انحصار نسبتا خصوص به یک حق انحصاری عمومی تبدیل می شود .

2 – چارلز تیلی : تیلی تلاش می کند پیدایش دولت اروپایی را با توجه کامل به تنوع گونه های دولت تشریح کند . تیلی می گوید تعارض فیزیکی یک اصل دولتی است و انباشت سرمایه اقتصادی بیشتر یک اصل شهری است . از نظر او مسئله پیدایش دولتها  حاصل ترکیبی از این دو است . تیلی سه مرحله از تمرکز سازی سرمایه اقتصادی را تشریح می کند و بعد با نشان دادن اینکه این سه مرحله چقدر به سه مرحله فرایند متمرکز سازی سرمایه اعمال فشار شباهت دارند ، به تشریح سه مرحله از فرایند متمرکز سازی سرمایه اعمال زور و فشار می پردازد :

اول آنکه پادشاهان در قالب قرارداد ،  سرمایه های خود را ازافراد تحت کنترل در منطق هدیه و پیشکش  اخذ می نمایند . در مرحله دوم دولت به سرمایه داران مستقل وابسته میشود پس هنوز یک ساختار مالی خودمختار و مزدور وجود دارد که هنوز با دولت ادغام نشده است . در مرحله سوم بیشتر حکام دستگاه مالیاتی الحاق می کند . سه مرحله ابراز فشار: پادشاهان نیروهای مسلح را ، متشکل از خدمتگذاران و دست نشانده ها علم می کنند . مرحله دوم پادشاهان به مزدورانی متوسل می شوند که توسط متخصصین ،تدارک چی ها انتخاب شده اند .  در مرحله سوم پادشاهان ارتش و نیروی دریایی را در قالب ساختار دولت و مشمولین نظام وظیفه جذب کرده و مزدوران را مرخص می کنند .

اگر ما وجه اعمال زور و وجه سرمایه را با یکدیگر جمع کنیم می توانیم سه مرحله را از یکدیگر متمایز سازیم . در ابتدا مرحله پدرسالارانه که برپایه نیروهای فئودالی و خراج استوار است . سپس مرحله دلالی برای واسطه ها و مزدورها ، و در مرحله آخر با ظهور تخصص گرایی در ارتش و جدا سازی ارتش از پلیس خودش را نشان می دهد . تمام اینها به صورت تدریجی صورت می گیرد .

 

 

برای ارائه طرح کلی می توانیم سه راه اصلی فرایندی را که به دولت منتهی می شود از یکدیگر متمایز سازیم : راه اول اعمال زور که اولویت را به متمرکزسازی دولتی نیروهای ارتش می دهد مثل روسیه ، راه دوم کاپیتالیستی است که اولویت را به متمرکز سازی سرمایه می دهد مثل ونیز و در آخر مسیر ترکیبی است که در آن دولت دریک شکل گیری زودرس مجبور است با یک کلان شهر تجاری همزیستی کرده و ترکیب شود و درنتیجه ترکیب دوشکل انباشتی را به نمایش بگذارد . مثل انگلستان و فرانسه که یک دولت قدرتمند ملی ابزار اقتصادی خود را وقف تامین نیروهای ارتشی قدرتمند می کند .  

جلسه عدالت در دولت دودمانی  :

این جلسه در فرانسه با حضور پادشاه در راس و شاهزادگان ، حقوقدانان و نمایندگان مردم برگزار می شد . دولت دودمانی قبل از دولت مدرن تشکیل شده است . نمی توان دقیق گفت که سیر تکاملی دولت از دودمانی به مدرن یک سیر خطی را طی کرده است . زیرا بارها ما شاهد ارتجاع در تاریخ هستیم . دولت دودمانی اصلش بر خون است زیرا دولت یک امر خصوصی در دست شاه است . هر چند شاه برای حفظ قدرتش مجبور به تفویض امور به دست حقوقدانان و بوروکراتها بوده است( رجوع شود به آرا الیاس ) . در جلسه عدالت ما شاهزداگان و نجبای خونی را می بینیم که حواستاربه  میراث بردن دولت هستند و از جانبی حقوقدانان که با داشتن سرمایه فرهنگی و استفاده مناسب از کلمات و واژه ها همچون پیامبران دولت را به عرصه عمومی یا عمومی تری می کشانند . بوردیو این فرایند را از خانه پادشاه تا خرد دولتی نام گذاشته است .  اشرافیت طبیعت در مقابل اشرافیت دولت . اینها نجبا و اشراف لباس هستند . حقوقدانان نیروی محرک امر عمومی و عمومی سازی هستند .   اگرچه گاها دچار تناقض هم می شوند و آن به ارث نهاد لباس برای نسل بعدی خود است . حقوق دانان با ایجاد یک قانون اساسی ، نهادینه کردن آموزش مدرسه ای و بورکرات کردن خود شاه به گونه ای که برای دستور دادن نیاز به مهر زدن و برای مهر زدان ملزم به استفاده از منشی مسئول مهر بزرگ و وی هم ازدیگر کارمندها می شود . و کم کم دولت بوروکراتیک شکل می گیرد .

بوردیومی گوید دولت بوروکراتیک  به دولت رفاه و مبدل می شود . 

البته باید دانست با وجود منطق های مشترک بین تواریخ  تشکیل دولت ها ، ما یک تاریخ انگلسی از دولت داریم ، یک تاریخ فرانسوی یک تاریخ روسی ، ... .

این نکته را در آخر خاطرنشان می سازم که علیرغم تمای صحبتهایی که بوردیو در خصوص تاثیر دولت در همه جا و همه چیز حتی افکار ما و مولد بودن آن ، با صحبتهایی که وی در خصوص منشا و تاریخ تشکیل دولت می کند ، دولت را یک محصول می بیند . محصول عاملان اجتماعی در فضای اجتماعی . این نشان دهنده دیدگاه تلفیقی وی است .

 

 

منفعت در بی طرفی :

دولت خود را بی طرف نشان می دهد . البته در اصل بی طرفی او از بی طرفی ذاتی اش نیست بلکه ناشی از منفعت وی است . منفعت دولت اقتضا بر بی طرفی دارد . همان گونه که علم تجربی باید بی طرف باشد که علم خوانده شود . دولت هم باید بی طرف نشان دهد که دولت بماند . هرچند بنا به گفته مارکسیستها دولت عرصه منازعات طبقاتی باشد .

 

 

دولت و ملت :

حقوق دانان دولت ملی را ساختند و وظیفه ساخت ملت را بر دوشش گذاشتند . دولت در جایگاهی است که در محدوده ی سرزمینش دسته بندی های فه و برداشت را همگانی می کند . بر طبق این منطق ، ملت مجموعه افرادی است که دسته بندی های یکسانی از برداشت دولت دارند وبه دلیل آنکه تحت تحمیل و تلقین های یکسان دولت از طریق مدرسه قرار گرفته اند ، اصول مشترکی از دیدگاه تقسیم بندی در مورد مشکلات بنیادین مرتبط دارند . باید توجه داشت که ساخت ملت به وسیله روشنفکرانی است که منفعتی در ملت دارند . روشنفکران درگیر هرچه باشند ، آن به سرمایه ی فرهنگی مربوط می شود . سرمایه فرهنگی هم هرچقدر به زبان ملی گره بخورد ملی تر می شود . از طرفی هرچقدر زبان ملی از این نوع سرمایه مستقل تر باشد ، کمتر ملی دیده می شود . حقوق دانان و معلمان زبان فرانسه در کشورشان ،  ملی تر از معلمان ریاضی و فیزیک هستند .

 

 

نظریه و تحقیق :

او معتقد است نظریه نابی که اساس تجربی نداشته باشد ، ارزش ندارد و تجربه گرایی و تحقیق خالصی که از هیچ پشتوانه ی نظری برخوردار نبوده و توجه به هیچ نظریه ای نداشته باشد ، تحقیق چندان با ارزشی نیست . به نظر وی نظریه و تحقیق علمی باید دوشادوش هم در شناخت واقعیت اجتماعی به کار افتد و هرگونه دوری نظریه از تحقیق و یا تحقیق از نظریه به این شناخت آسیب می زند و باعث بی مایگی هر دو می شود .

 

 

 

مدل نظری این کتاب :

همانطور که در بالا ذکر شد ه است ، صحبتهایی که بوردیو در خصوص تاثیر دولت در همه جا و همه چیز حتی افکار ما و مولد بودن آن در اوایل کتاب  ، با صحبتهایی که وی در خصوص منشا و تاریخ تشکیل دولت می کند و  دولت را محصول عاملان اجتماعی در فضای اجتماعی در آخر کتاب شاید خواننده را کمی گیج نماید . ولی  این نشان دهنده دیدگاه تلفیقی وی است .دیدگاهی که هم خرد نگر است و عامل محمور و هم کلان گراست و ساختار نگر . البته دیدگاه تلفیقی وی بصورت سیکل و چرخه ای نیست . یعنی عاملان دولت را بوجود آورده باشند و دولت برعاملان موثر باشد بلکه نظری دیالکتیک دارد . همزمان دولت علت و معلول است البته من با خود این جمله ای که گفتم موافق نیستم زیرا همزمان هم علت و معلول نیست و این است تاثیر دیالکتیک .

 

 

 نظر محقق در خصوص کتاب درباره دولت  پیر بوردیو :

این کتابی است مشتمل بر  سخنرانی های بوردیو در کالج فرانسه که  طی سالهای 1992-1989 ایراد گردیده است . کتاب درباره دولت به منشا دولت و عملکردها وتاثیرات آن می پردازد . کتابی است مملو از اطلاعات که به خوبی طبقه بندی نشده اند . شاید علت آن این باشد که سخنرانی ها در یک مجموعه بنام کتاب  گرد آوری شده اند و  در نتیجه شاکله ی مناسبی برای کتاب شدن نداشته است .ارجاعات وی به منابع دیگرو توضیحاتی که ایشان  در خصوص آن مرجع می دهد ، بقدری زیاد است که گاها خواننده  مطلب اصلی را گم می کند . با اینکه ایشان  اذعان دارد  که طیف شرکت کننده در سخنرانی هایش  گسترده است ،ولی در عمل شاهد آن هستیم که سخنان وی گاها بسیار دیر فهم هستند .  اما آنچه که این کتاب به خواننده جامعه شناسی عرضه می کند ، فارغ از اطلاعات اصلی و جانبی در خصوص موضوع کتاب ، معرفی تخیل بسیار قوی جامعه شناختی به موضوعات است . آن گونه  که وی به کمیسیون بار و مسکن ، پلیس ، ارتش  نگاه می کند می تواند الهام بخش جامعه شناسان باشد .

 

رضا دویده

دانشجوی دوره دکتری جامعه شناسی دانشگاه آزاد شوشتر