بسمه تعالی
«مشارکت های اجتماعی (مردمی)، موانع و راهکارها»
نویسنده : رضا دویده
مشارکت مردمی به چه معناست؟ زمینه های مشارکت اجتماعی کدام است ؟ موانع مشارکت های مردمی چه هستند ؟چه راهکارهای برای افزایش مشارکتهای مردمی وجود دارند ؟ 
سلام
موجودات زنده با صدا ، حرکات بدنی علایم و سیگنالهایی برای موجود مقابل خود میفرستند .در این حالت ان موجود «کنشی » را انجام داده است . موجود مخاطب نیز پس از دریافت علایم و ... نسبت به تفسیر ان اقدام کرده و« واکنش » از خود بروز میدهد .
هرچقدر موجود هوش بیشتری داشته باشد عمل کنش و تفسیر و در نتیجه واکنش پیچیده تر خواهد بود . انسانها که دارای عالی ترین هوش هستند کنش و واکنش عمیقتری نسبت به دیگر موجودات دارند . 
از جانبی دیگر انسانها موجوداتی عمیقا اجتماعی هستند . و در نتیجه قوانینی برای حفظ اجتماع خود وضع کرده اند . انسانها این قوانین را جهت تفسیر کنشهای یکدیگر بکار می برند . نیاز های انسانی و از جانبی میل ذاتی انسان به زندگی اجتماعی ، انسان را به کنشهایی وا میدارد که بقای او در اجتماع و بقای اجتماع را تضمین نماید . اینگونه است که مشارکتهای افراد در اجتماع زمینه ساز شکل گیری اولین مشارکتهای اجتماعی و یا مردمی گردید . هرچند با تشکیل حکومتها و بعد دولتها ، انها بسیاری از امور مردم را به عهده گرفتند ولی کم کاری ، بوروکراسی ، کمبود بودجه و ... همچنان وجود مشارکتهای مردمی و داوطلبانه را مهم و ضروری نشان می دهد . 
مشارکتهای مردمی در زمینه های مختلف میتواند موثر بوده و انجام بپذیرد . مشارکت در امور خیریه ، مشارکت در امور تحصیلی ، مشارکت در امور سیاسی ، مشارکت در امور فرهنگی و ... . مشارکت مردم به دلیل داوطلبانه بودن و رهایی ازقفس اهنین بوروکراسی بسیار موثر است . یادمان هست که جنگ هشت ساله به پشتوانه بسبج مردمی به پیروزی انجامید . همین مردم بودند که با کمک های نقدی و تدراکاتی خود رزمندگان را تجهیز می کردند. البته باید دانست قانون در همه جا باید حاکم باشد چنانچه از قانون صرف نظر کنیم مشارکت مردمی به هرج و مرج می انجامد و خود گره ای بر مشکلات می افزاید. در نتیجه دولتها اقدام به قانونمند کردن مشارکتهای مردمی نمودند . نهادهای مردمی یا همان NGO ها اینگونه پدیدار گشتند . 
موانع : 
الف ) رشد قارچ گونه NGOها باعث ایجاد حالت دلزدگی بعد از اشباع در مردم گردیده است . مردم انچنان در معرض مددکاران این نهادها جهت جلب کمک قرار گرفته اند که از لحاظ روانی بسیار ازرده گشته اند .
ب ) نهادهای مردمی با هدف کمک به مستضعفین ویا حل مشکلات جامعه فارغ از کمک های دولتی با کمترین بوروکراسی تشکیل شده اند . علیرغم اقدامات درخشان ایشان ، قانونمندی را با بوروکراسی اشتباه گرفته اند . انواع لیست گیری ، ثبت در کامپیوتر و ... باعث شده زمان مددکاران و پرسنل بجای رسیدگی بیشتر به مراجعین صرف بوروکراسی گردد. 
ج ) کمک های مردمی که صرف مددجویان می گردد می بایست به شیوه ای قابل قبول به اطلاع مردم و خیرین برسد . وجود متکدیان ، کودکان کار و زنان اسیب دیده اجتماعی و این توقع افراد که امداد و بهزیستی می بایست مشکلات را سامان دهی کنند بدون توجه به محدودیتها ، باعث دلسردی خیرین می گردد . 
د ) این شایبه وجود دارد که بسیاری از NGO ها با اهداف سیاسی و تبلیغات تشکیل شده اند و جای تامل فراوان دارد . 
راهکارها : 
الف ) قانونمندی در حین کاهش بوروکراسی : قوانین باید با توجه به عرف و شرایط اداره ها نوشته و اجرا گردند نمیتوان ضوابطی را که در بانکها اجرا می شود برای NGOها در نظر گرفت و اجرا نمود .

ب) همکاری با دیگر سازمانها و NGOها جهت انجام کارهای ماندگاری چون ساخت و تجهیز پناهگاهای زنان اسیب دیده ، مراکز اموزش کودکان بد سرپرست و ... . اینگونه پروژه ها باعث دلگرمی خیرین ، اعتماد بیشتر ایشان به این نهاد و جلب کمکهای بیشتر ایشان می گردد .
رضا دویده ۱۳۹۵/۱۱/۰۱