بسمه تعالی

بت سازی و بت شکنی 
نویسنده : رضا دویده  
ما بچه های نیمه دهه ی پنجاه تا  نیمه دهه شصت خیلی زودتر  نسبت به متولدین بعد از خود با مفاهیمی چون  دین  ، مرگ و جهان اخرت آشنا می شدیم. از تفریحات آن زمان این بود که پدرانمان ، مارا به تماشای رژه بسیجیان اعزام شده به جبهه ها می بردند ویا در مراسم زنجیر و دمام  زنی عاشوارا شرکت می کردیم  و گاها به دیدن  نمایشگاه جنگ و شهدا می رفتیم . کتابهای مورد علاقه ما کتاب داستان راستان شهید مطهری یا قصه های خوب برای بچه های خوب مرحوم مهدی آذر یزدی  بود . هم و غم بنده این بود که بفهمم قبر حضرت ادم و حوا کجاست . یک روز با هم محله ای هامون داستان شکستن بت بزرگ به دست حضرت ابراهیم را می خواندیم و خیلی هم ازآن لذت بردیم . رفتیم با گل باغچه به گمان  خودمان چند عدد بت ساختیم و صبر کردیم تا عاشورا برسد .  ظهر آن روز  همگی بتها با سنگ  شکاندیم . چقدر خوشحال بودیم . البته همیشه چند  سوال ذهن من را مشغول به خود کرده بود : اگر حضرت ابراهیم بت شکنی نمی کرد چه می شد ؟ حال که جان شریف خود را به خطر انداخت و رسالت الهی را انجام داد نتیجه اش چه شد ؟ چرا مردمان همچنان به بت پرستی خود ادامه داند ؟
بت پرستی دارای کارکردهایی چون حفظ سنت و نظامهای سنتی ، انسجام ونظم اجتماعی است . وشاید مردمان بت پرست نیز احساس آرامش بیشتری نسبت به جوامع آگاه داشته باشند . ولی در مقابل تغییرات مثبت و رو به جلو و بهبود کیفیات زندگی و پیشرفت علم مقاومت خواهند کرد .  
با مطالعه تاریخ متوجه می شویم که دروغ هرچقدر  استخوان دارو زیبا  هم طراحی شود و هرچند عمر آن هم طولانی باشد ، ماهیتش آشکار  خواهد شد   . اروپای پیش از رنسانس را در نظر بگیرید کلیسا مبدل به بت بزرگ شده بود . مردمان در جهل خرافات به سر می بردند و به جز هنرکه پیشرفتهایی درتعالی آن مشهود بود ، قرون وسطی  در مرگ و طاعون و زن سوزی بنام جادو گری خلاصه می شد . کشیشان صاحبان و اربابان مردم بودند و آن کس را مورد پسندشان  نبود  تکفیر کرده و اموالشان را بنام خدا و به کام خود مصاده می نمودند . زمانیکه طاعون حدود دوسوم اروپا را ازبین برد و سرخک کودکان را نابینا می ساخت کشیشان  مردم را به علت گناهکار بودن مسئول بیماری و گسترش آن  دانسته و بسیاری را معدوم یا محجور ساختند .ارو پاییان به مرور متوجه شدند نه کلیسا و نه خدایی که کشیشان معرفی کرده بودند به داد ایشان نمی رسند و این تنها علم است که موجب بهبودی و پیشگیری از بیماریها می شود . 
 با گذشت زمان و بالا رفتن آگاهی،  مردم دروغ ها را می شناسند . بنده مطمئن هستم چناچه دینی هم نبود اکثریت مردمان امروز بت پرست نبودند . زیرا (( علم و مرور زمان)) پوچ بودن بت پرستی را آشکار می ساخت. البته شاید این سوال برای مخاطب پیش آید پس بت پرستی های مشاهده شده در بعضی از نقاط جهان چیست ؟. در جواب باید گفت این جوامع از لحاظ علمی هنوز  مراحل تطور و تکامل علمی را طی نکرده اند و با گسترش مهاجرت و تکنولوژی بزودی شاهد تغییر رفتار ایشان خواهیم بود . اما شکلهایی دیگر از بت پرستی نیز وجود دارد همچون ایدئولوژی پرستی و دیکتاتور خواهی . انسان  تازمانی که اسیر جهل است بعد از شکاندن بتی به ساختن بت دیگر روی م آورد . شاید حس پرستش موجود در انسانها در ساختن بت نقش داشته باشد ولی این نیز ازجهل است زیرا فرد نمی داند انچه باید بپرستد بعد از ذات حق نیرو ، ماهیت و حقوق  انسانی خود است . و این محقق نمی شود مگر با آزادی ، حق بیان  و گفتمان  حتی  اگر اشتباه باشد . انسان آزاد در کنش با ساختار ها و واقعیات اجتماعی پی به عاملیت خود خواهد برد و دیگر کسی را صاحب فره ایزدی و یا همان کاریزما نخواهد دید . در زمانیکه شکوه وهیبت هیتلر مردم نسل مارکس و نیچه و باخ آلمان را مسخ و مسحور خود کرده بود ، بودند روشنفکرانی که آن دیکتاتور را به نقد خود گرفته و تاوان عملشان را با خون ، زندان و تبعید پرداختند . 
 ((جهل همان بت بزرگ است که رسیدن نور حقیقت به کالبد انسانی و جامعه را سدکرده و وظیفه انسان ابرهیمی است تا با تبری از جنس آزادی آن را خرد کند )). 
رضا دویده پنجشنبه سوم مردادماه یک هزارو سیصد نود هشت