بسمه تعالی

(( آگاهی زنان پیشران توسعه جوامع ))
نویسنده : رضا دویده
به افتتاحیه و تماشای تئاتر (( آئیس )) به کارگردانی خانم اعتماد کیا از هنرمندان خوب شهرمان رفته بودم . این اجرا در خصوص برخی مسایل سنتی در قبایل منطقه بود و داستانی را روایت می کرد . مشاهده این نمایش من را در خصوص مسائل و برخی از مشکلات اجتماعی زنان به فکر واداشت و این مقاله حاصل آن اندیشه است .
نیمی از هر جامعه ای را زنان تشکیل داده اند . این آمار به تنهایی نشان دهنده اهمیت زنان و حضور ایشان می باشد . همه فرهنگها به ضرورت(( نقش)) زن اعتراف دارند . در اسلام زن در نقش همسر به عنوان آرامش دهنده ودر نقش مادر بهشت در زیر پای او قرار دارد . حضرت مریم (ع ) مادر عیسی مسیح (ع ) است و مردی که مسیحیان او را فرزند خدا می دانند ، بسیار مقدس بوده و در تمامی کلیساها مجسمه وی نصب گردیده و بدان توسل می جویند . ناجی حضرت موسی ( ع ) زنی پاکدامن بنام آسیه همسر فرعون است و هر سه دین ابراهیمی او را تکریم می کنند . نقش زن در آموزش فرزندان بسیار با اهمیت شمرده شده است . این زنان هستند که فرزندان دلاور را تحویل قوم و قبیله و کشور خود می دهند . در بعضی اقوام تبار مادر برای بسیار مهمتر از تبار پدری تلقی می گردد و تصمیمات تعیین کننده به خان دایی ها ارجاع داده می شود . اما متاسفانه در قدیم و معاصر و حتی گاها زمان حال به دلایل مختلفی (( پایگاه اجتماعی)) زنان پاین تر و دون تر از پایگاه اجتماعی مردان محسوب می شود . بلی بین(( نقش زن)) و ((پایگاه اجتماعی )) وی همخوانی وجود ندارد . در اروپا و آمریکا تا اویل قرن بیستم زنان از حق رای برخوردار نبودند . حتی زنان اشراف اروپایی و آمریکایی اجازه انداختن رای خود در صندوق را نداشتند . بعضی از دانشگاهها از پذیرش زنان به عنوان دانشجو امتناع می ورزیدند . در برخی از مکانها در ایران عزیزمان سالیان دور درس خواندن دختران نوعی تابو محسوب می شد . پیرزنی را میشناختم که با اینکه گذر زمان اورا رنجور کرده بود اما قدرت حافظه، خلاقیت و هنر وی مرا حیرت زده می کرد ولی چون در دوران کودکی و جوانی اش درس خواندن برای دختر کم ارزش و گاها تابوتلقی می شد ، جامعه از نعمت حضورش محروم گردیده بود و چه بسیارند از این محرومیت ها .

اما تفاوت و تعارض بین اهمیت نقش و کاهش پایگاه اجتماعی زنان چه دلایلی می تواند داشته باشد ؟
الف ) تفاوتهای فیزیکی مردان وزنان : ضعف قدرت جسمانی زن نسبت به مرد و برتری عضلانی مردان منجر به تقویت باور حق برتری قوی بر ضعیف گردیده است . از جانبی درگیریها و شرکت مستقیم مردان درجنگها و پیروزی و تصاحب اموال و حتی زنان رقیب در قالب عبارت (( کنیز )) پایگاه اجتماعی ایشان را تا حد مایملک مردان کاهش داده است .
ب ) نظام حکومتی جوامع : بسیاری از خانواده در قدیم از نوع ((خانواده گسترده )) بوده اند . یک مرد به عنوان پدر خاندان بر پسران و دختران خانواده حاکم بود . حکومتها با وجود چنین خانواده هایی و مذاکره بایک نفره بسیار راحتتر می توانستند بر جامعه مسلط شوند . از جانبی پدر پسران را کنترل می کرد و پسران دختران را و این جامعه را (( دیکتاتوریزه )) می نمود .
ج ) ضعف مالی : زنان به دلیل بچه داری ، قدرت جسمانی کمتر از مردان ، خواست حکومتها و ایدئولوژی مسلط برجامعه علیرغم اینکه خود در کارهای تولیدی مثل کشاورزی ، دامپروری ، قالیبافی و ... شرکت داشتند ولی مزدی به آنها تعلق نمی گرفت و باید زیر سایه مردان روزی می خوردند و این وابستگی ارزش پایگاه ایشان را تنزل می داد .
د ) عبارت جنس لطیف و ناموس : زیبایی های خدادادی زنان و مورد پسند بودن ایشان به دید مردان لزوم حمایت زن به وسیله مرد در فرهنگها تحت عنوان (( ناموس )) پایه ریزی نمود .
ه ) پذیرش جایگاه دست دومی زن از جانب خود زنان : زنان کم کم این موضوع را که از جایگاه پایین تری نسبت به مردان برخوردار هستند را درونی سازی کرده و باور نموده اند و تلاشی برای ارتقا پایگاه خود نمی کنند .
و ) فرهنگ : فرهنگ عبارت است از یک بسته و سبد نظام یافته از باورها و اعتقادات ، آداب و رسوم ، دانش و ... . هرچند در تعریف فرهنگ اختلافاتی وجود دارد ولی کلیت تعرف تفاوتی ندارد . نظام حکومتی ، دیکتاتوریزه شده جامعه ، پذیرش و درونی سازی جایگاه پایین زنان به وسیله خود باعث شده که در فرهنگها بنا به شرایط جایگاه زنان نسبت به مردان پایین تر باشد . حال در جامعه ای بنا به فرهنگ خود شرایط بهتر و در جایی دیگر بسیار بد تر .
انقلاب صنعتی باعث گسترش کارمزد بگیری گردید . اعضای خانواده گسترده به امید کار و در آمد از خانواده خارج می شدند . دور شدن اعضا از خانواده اهمیت آموزش کسب و کار از پدر به فرزند را کاهش داد . و اندک اندک آموزش به مدارس واگذار گردید . زنان نیز به تدریج وارد بازار کار شدند و نسبت به گذشته از نظر مالی وابستگیشان کاهش پیدا کرد . سواد آموزی به زنان هم رسید و پای ایشان به دانشگاهها باز شد . زنان نخبه جامعه دست به جنبش هایی جهت احقاق حق خود زدند و گاها در احزاب با مردان فعالیت می کردند علی الخصوص احزاب دست چپی . جنگهای جهانی اول و دوم انبوهی از زنان را در کارخانجات جذب کرد و اثرات جنبشهای چپی راه را برای پیروزی زنان و تسلیم سرمایه داری در مقابل ایشان هموار ساخت . آنچه به وضوح دیده می شود نقش سواد ، همبستگی و اشتغال زنان در ارتقا جایگاه ایشان است .
درتئاتر آلیس به کارگردانی خانم اعتمادکیا از هنرمندان خوب آبادانی آنچه توجه من را به خود جلب کرد و نقشی را که قبلا در ذهن بنده در اثر مصاحبت با برخی اقوام بومی حک شده بود پر رنگ نمود ، این بود که زمینه ساز و پشت پرده تصمیمات در سنتی ترین و مردسالارترین اقوام بومی زنان هستند . بله مردان به خیال خود تصمیمات نهایی را می گیرند ولی در واقع به خواست زنان مهر تایید می زنند . اما متاسفانه زنان به این دلیل که اولا جایگاه دون خود را پذیرفته اند و ثانیا اتحاد نداشته و همدیگر را له میکنند و همچنین سواد کافی جهت مطالعه ندارند قادر به ارتقا منزلت و پایگاه اجتماعی خود نیستند . چنانچه بخواهیم به یک توسعه اجتماعی پایداردر مناطق محروم و یا سنتی ایران عزیزمان برسیم بهترین گزینه ارتقا سواد زنان و آموزش ایشان است زیرا ایشان سالیان طولانی پشت پرده و زمینه ساز تصمیمات مردان خود درعین دست چندمی بودن جایگاهشان است .
رضا دویده
دوشنبه ششم شهریور ماه یک هزار و سیصد و نود و شش