آبادان قربانی دموکراسی ناقص و بدون ابزار
((آبادان قربانی دموکراسی ناقص و بدون ابزار ))
نویسنده : رضا دویده
دموکراسی چیست؟ چه اصولی دارد ؟ ابزار های دست دموکراسی چه هستند؟ دموکراسی بدون ابزار چه معضلاتی را در پی دارد ؟ دموکراسی در آبادان چگونه است ؟ سلام دموکراسی از واژه یونانی ((demos ))به معنی مردم وkerates)) )) یعنی حکومت تشکیل شده است و مراد حکومتی با اصالت رای و نظر مردمی است . در حکومت های دموکراتیک مردم مسئولین را انتخاب کرده و بر مسند قدرت می نشانند . قدرتی با منشا مردمی و براساس قانون مردمی برای مردم . سپس مردم بر عملکرد ایشان نظارت نموده واز انها سوال و بازخواست می نمایند . مسئولین موظف به جوابگویی هستند . ودر اخر همانگونه که نصبشان با مردم بود ، عزلشان نیز به عهده ایشان است . آری این مردمند که مسئولین را عزل می کنند . اما دموکراسی باید کامل و با لوازمش پذیرفته و در بستری مناسب اجرا گردد . ((دموکراسی بدون لوازم و بستر مناسب به مثابه جسد زیبا رویی است که متعفن شده و در پی آن مردم دیکتاتوری را آرزو می کنند )).
در ذیل به لوازم و بستری که باید برای دموکراسی مهیا باشد اشاره می گردد :
الف ) سواد و شم سیاسی مردم : مردم باید توانایی تجزیه وتحلیل شرایط اجتماعی و سیاسی خود را داشته باشند . مردم براساس آگاهی را می توان به سه دسته تقسیم نمود : 1- اگاه نیستند : این افراد تحت تاثیر کوچکترین تبلیغات ، سرودهای قومی ، پول و ... به پای صندوق رای می روند و توجه ای به عواقب عمل خود ندارند . 2- دارای اگاهی ولی از نوع ((کاذب )) : این گروه که معمولا باگسترش دانشگاهها و سیستم مدرک سازی تعدادشان روبه افزایش است ، در حقیقت آگاه نیستند ولی خیال می کنند آگاهند . در واقع به ایشان ایدئولوژی غلط و اطلاعات اشتباه داده اند . مشخصه دیگر این گروه ان است که خود فکر نمی کنند بل پیروانی کور هستند که طوطی وار صحبتهای دیگران را نقل کرده و بر آن تعصب می ورزند . 3- آگاهند : این افراد دارای شم سیاسی و اجتماعی بوده و خود فکر می کنند . ممکن است در تصمیم گیریها اشتباه کنند ولی باز راه خود را پیدا می کنند .
ب ) خبر نگاری و رسانه ها : رسانه ها و خبر نگاری همچون نفس برای دموکراسی و مردمسالاری هستند . رسانه ها باعث مطالبه گری و تقویت آن می گردند . نمایندگان به پشتوانه رسانه ها پیگیر خواست مردم بوده و درمقابل مقاومت و صعوبت ساختارهای قدرت پیروز شده و دست به تغییرات و یا اصلاحات می زنند . ((در هیچ جایی از جهان دستگاهی بنام تعهد سنج برای سنجش وفای به عهد نمایندگان وجود ندارد و این رسانه ها هستند که با پیگیریها ی خود نمایندگان را به عملکرد بهتر مجبور می سازند)) .
ج ) احزاب سیاسی و سازمانهای مردم نهاد : احزاب سیاسی و سازمان های مردم نهاد با برنامه ریزی و پیگیری مطالبات مردم در سطح و توان خود باعث بازگشایی فضای سیاسی و مدنی جامعه گشته و از بروز دیکتاتوری جلوگیری می کنند . احزاب و نهاد های مردمی موجبات افزایش شم سیاسی و اجتماعی مردم را فراهم کرده و شور و نشاط را دربین مردم تقویت و باعث افزایش امید در جامعه می شوند .
(( یادمان باشد دیکتاتوری با ایجاد و گسترش ناامیدی در جامعه نهادینه می گردد )) .
د ) قوانین : قوانین باید به گونه طراحی واجرا گردد که با ذات دموکراسی همخوانی داشته باشد . قوانین می بایست نظر و دید بازی به رسانه ها و خبرنگاری داشته و حامی ایشان باشد . قوانین می بایست با تندرو هایی که که گاها با شعارهای عامه پسند به عرصه قدرت پاگذاشته و قصد براندازی مردمسالاری را دارند ، برخورد جدی داشته باشد . تفیک قوا و استقلال قوه قضاییه به شدت مورد نیاز است .
دموکراسی بدون ابزار معضلات فراوانی به همراه خواهد داشت :
الف ) به روی کار امدن پوپولیستها و افراد بی کفایت : چناچه مردم از آموزش صحیح بهره ای نبرده باشند ، توانایی انتخاب صحیح را نداشته و درنتیجه در بی آگاهی و یا با داشتن اگاهی کاذب دست به انتخاب زده و افراد بی کفایت را وارد میدان می کنند .
ب ) عدم کار آمدی منتخبین : در صورت نبود رسانه ها و خبرنگاری فعال ، منتخبین یا به امور شخصی ، فساد دچار میگردند و یا چنانچه بخواهند کاری انجام دهند به علت شرایط سخت کار و صعوبت ساختار ها و عدم حمایت از جانب مردم و پشتیبانی دچار (( روزمرگی)) و نامیدی می گردند .
ج ) هرج ومرج و تشتت در بین مردم ، قوم گرایی و انسداد سیاسی : کاندیداتورها جهت دستیابی به قدرت از طریق صندوق رای ، به علت عدم آگاهی مناسب و ... اقدام به استفاده از قوم گرایی میکنند و این باعث هرج و مرج ، فرقه و قومگرایی و ضعف انسجام اجتماعی می گردد . پس از پیروزی اقوام خود را به مناصب گمارده تا قدرت خود را حفظ نمایند و گونه ای از انسداد سیاسی را ایجاد که این نارضایتی نخبگان را ایجاد می نماید .
د ) نا امیدی و یاس در جامعه : ناکار امیدی دموکراسی بدون ابزار باعث فضای یاس و نامیدی در بین اقشار مختلف جامعه و ضعیف شدن پیوند بین مردم ومسئولین می گردد .
* وضعیت دموکراسی و مردم سالاری در شهرستان آبادان :
آبادان در گذشته عبادان نام داشت شهری یا منطقه ای عرب نشین و سنتی که بنا بر دیدگاه امیل دورکهایم میتوان همبستگی موجود در ان رامکانیکی دانست . افراد در سنتها حل شده بودند و فردیت اندکی وجود داشت . با کشف نفت در مسجد سلیمان و اهواز و شناسایی عبادان به عنوان بهترین نقطه برای ساخت پالایشگاه ، روند صنعتی شدن این شهر اغاز گردید . بر اثر نوسازی و صنعتی شدن عبادان این شهر به شدت مهاجرپذیر شد و کارگران از اقصا نقاط ایران و از اقوام مختلف به ان مهاجرت کردند. دشتستانیها ، بختیاریها ، لر ها ، اذری ها ، ارمنیها ،بلوچها و سیستانیها و ... . از بین الملل هم بسیار امدند انگلیسیها و امریکاییان ، سیکها و بنگلادشیها و عراقیها ، ... واینگونه بود که شهر یکدست «عبادان» به شهری با اقوام مختلف به نام « آبادان » مبدل شد . مردمی که حول محور اشتغال در پالایشگاه و صنایع جانبی گرد امده بودند . عده ای مشغول در صنایع و عده ای جهت رفع نیازهای عادی زندگی کارکنان کارگران کار می کردند . هریک وظیفه ای به عهده داشت . هرچند هنوز فردیت تا تعالی بسیار راه طولانی در پیش داشت ولی پیشرفت چشمگیری کرده بود . همه یاد گرفته بودند که به هم احترام بگذارند چون زندگی در آبادان و پیشرفت صنعت و در یک کلام «نان خوردن» به امنیت وآرامش نیاز داشت و چنانچه امنیت از بین می رفت دیگر کار و اشتغال نبود. آبادان از صنایع متعدد ، گردشگری مناسب ، فرهنگ جوانمردی و مدارا ، سطح سواد و بالتبع سرانه مطالعه مناسب و ... برخوردار بود ولی علیرغم همه این موارد بخاطر نوع حکومت طاغوت ، مردم مسئولین را انتخاب نمی کردند در نتیجه با دموکراسی آشنایی چندانی نداشتند . خیلی چیزها داشتیم یا به به ما داده بودند بجز دموکراسی . گروه های مبارز سیاسی مستقر در شهر نیز با دموکراسی بیگانه بودند . آزادیخواهانی در شهر بودند ولی نمی دانستند چگونه باید نهال ازادی و دموکراسی را پرورش داد . (( بله به ما پالایشگاه ، پتروشیمی و ... داده بودند ولی ما آن را مطالبه نکرده بودیم )).
در سال ۱۳۵۹جنگ از جانب رژیم بعثی عراق به ایران تحمیل گردید و زیر ساختهای صنعتی شهر از بین رفت . آبادانیها در شهر های مختلف اواره گردیدند و طولی نکشید که اینبار ابادانیها به «جنگ زدگان» تغییر نام یافتند . جنگ زدگی و آوارگی ، زندگی در کمپهای مخصوص جنگ زدگان و بیکاری عوارضی چون اعتیاد از هم پاشیدگی خانواده ها ، دور افتادن دوستان و اشنایان از یکدیگر ، ازدواجهای اجباری و ... به همراه داشت)) .فرهنگ آبادان به شدت آسیب دید)) . با اتمام جنگ متاسفانه بسیاری از نخبگان آبادانی بازنگشتند . آنهایی که بازگشتند با یک ((روند سیاسی جدید بنام انتخابات )) مواجه شدند . این بار باید خود دست به انتخاب مسئولین می زدند . این در حالی بود که هیچگونه آموزش مناسبی برای آن و آمادگی نداشتند . قوم گرایی در شهرستان دیده می شد . رسانه های مناسبی در آبادان برای اطلاع رسانی و آموزش مطالبه گری وجود نداشت . تشکیلات سیاسی و نهادهای مردمی نیز یا موجود نبودند و یا بی تاثیر و غیر فعال بودند . نگاه امنیتی و مرزی نیز اندک فعالیتها را محدود می ساخت . بعضی از کاندیداتورها جهت جلب رای بر قوم گرایی موج سواری می کردند و اینگونه بود که خشت اول بسیار کج نهاده شد. (( بیکاری و نوستالژی آبادان قدیم استخوان لای زخمی بودند که در ادوار مختلف توسطه عده ای جهت بهره برداری استفاده شد )). و مهمتر از آن این بود که هیچوقت مشکلات آبادان ریشه یابی نشد وبا ساده انگاری پایه مشکلات این شهر اقتصادی معرفی گردید . تازمانیکه مردم یاد نگیرند چگونه انتخاب کنند ، رسانه و خبرنگاری فعال جهت مطالبه گری از نمایندگان ، بازخواست و پشتیبانی از فعالیتشان وجود نداشته باشد ، تا وقتی قومگرایی نقش تعیین کننده ای در انتخابات داشته یاشد با قاطعیت می توان گفت کار ریشه دار و مثبتی نمی توان برای آبادان انجام داد . (( بدون فرهنگسازی هرفعالیتی برای آبادان به مثابه ساختن خانه در مسیر سیلاب است)).
راهکارها :
الف ) فعالسازی NGO ها و احزاب در شهرستان به منظور آموزش مطالبه گری و جهت دهی فکری
ب ) فعالسازی رسانه و خبرنگاری به منظور افزایش و جهت دهی مطالبه گری از مسئولین بازخواست و یا حمایت ایشان
ج ) استفاده از نخبگان فرهنگی برای ایجاد یک وحدت شهروندی بجای قوم گرایی
د) ((هنر رابط مغز و قلب جامعه و هنرمند پیوند دهنده آن است )). استفاده ازهنرمندان و گسترش فعالیت هنری باعث لطافت قلب و تحریک مغز انسانها شده و تعالی روح جامعه را فراهم می سازد .
رضا دویده ۱۳۹۵/۱۱/۱۷
من رویایی دارم